ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
438
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
خودكشى شيوع چندانى ندارد اما گاهى مواردى از آن مشاهده مىشود . زنان و مردان سياهپوست به نحوى چشمگير بدان راغبند . درمان ترياك خوردگان بدين طريق است كه مقدارى داروى تهوعآور و قهوهء قوى سياهرنگ به آنان مىخورانند و در عين حال دائم بيماران را تكان مىدهند و آب سرد به سر و رويشان مىپاشند . براى آنكه تكههاى حل نشدهء ترياك از معده خارج شود خوب است كه قبل از دواى تهوعآور قدرى هم به او شراب بخورانند . من كودك دهماهه منشى شاه را ، به نام ميرزا عباس منشى ، معالجه كردم . كنيز منزل كه مىخواست از خانم خانه انتقام بگيرد نه عدد حب ترياك به او خورانده بود . وقتى كه رسيدم بچه كبود و با مردمكهاى كوچك شده در حال بيهوشى بود اما گاهگاه با دست خود به بينيش مىزد ؛ زيرا خارش شديد بينى يكى از علائم قطعى و هميشگى مسموميت است . خوشبختانه من داخل دهان بيمار را معاينه كردم و چهار حب نبلعيده را در آنجا يافتم . بلافاصله مقدار زيادى انتيمون قىآور به بچه خوراندم ، ولى هيچ در ايجاد استفراغ مؤثر نيفتاد . آنگاه دو قاشق شراب به زور به دهن كودك وارد كردم ، و او را بين پاهاى خودم تاب دادم ؛ كاملا بالا آورد و تكههاى هضم نشدهء ترياك بيرون آمد . بعد نوبت به تنقيه و پاشيدن آب بر روى بچه رسيد و پس از سه روز خطر به كلى از سر گذشت . مصرف مداوم ترياك در درمان ترشحات مخاطى و سرماخوردگيهاى غشاء مخاطى بسيار مفيد است ؛ حتى براى درمان اين ناراحتيها چند ماه مرتب به بچه ترياك مىدهند . ترياك در برابر و با مصونيت نمىدهد ؛ اما پس از ابتلا مىتوان با دادن مقدار بسيار زياد ترياك جلو استفراغ را گرفت ، ولى بندرت از اين طريق كار به جائى رسيده است حتى مىتوان از اين بيم داشت كه علائم مسموميت هم بر نشانههاى بيمارى و با اضافه گردد . در مورد تب لرز مىتوان گفت درست است كه ترياك مىتواند از حدت و غليان تب بكاهد اما بايد در نظر داشت كه حملهء بعدى بيمارى شديدتر عارض مىشود . در بيماريهاى اسهال و اسهال خونى ترياك مصرفى ندارد . فقط گاهى در نواحى ساحلى درياى خزر ترياك را با كالومل توأما به چنين بيمارانى مىدهند . يزد و اصفهان مقدار قابل ملاحظهاى ترياك به هندوستان و عثمانى صادر مىكنند . تنباكو بوتهء تنباكو گياهى است داراى گلهاى صورتى كه به تنباكوى ما در آلمان بسيار شباهت دارد و نزديك است . ايرانيها مىپندارند كه تنباكو گياهى بومى و ايرانى است . اما اين پندار با اين حقيقت تعارض دارد كه در هيچيك از كتب عقاقير قديمتر و در هيچيك از اشعار دوران گذشته يادى از تنباكو نشده است و از اين گذشته اسم آن نيز خود اشارهاى به اصل خارجى و غير بومى است . به نظر مىآيد كه اين گياه در زمينى كه كمى نمك داشته باشد بهتر